brother

[ایالات متحده]/'brʌðə/
[بریتانیا]/'brʌðɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خواهرزاده مرد؛ یک هم‌رزمان؛ یک همکار
int. برادر من!

عبارات و ترکیب‌ها

big brother

برادر بزرگ

little brother

برادر کوچک

brotherly love

محبت برادری

elder brother

برادر بزرگتر

younger brother

برادر کوچکتر

older brother

برادر بزرگ

twin brother

برادر دوقلو

eldest brother

بزرگترین برادر

craft brother

برادر دستی

kid brother

برادر بچه

half brother

برادر ناتنی

blood brother

برادر خون

جملات نمونه

That will be my brother ringing.

احتمالاً برادر من زنگ در می زند.

One of my brothers is a wonderful mimic.

یکی از برادران من یک تقلید کننده فوق العاده است.

close to my brothers and sisters.

نزدیک به برادران و خواهران من.

the brothers were very much alike.

برادران بسیار شبیه به هم بودند.

full brothers; full sisters.

برادران کامل؛ خواهران کامل.

My brother designs to be an engineer.

برادر من قصد دارد مهندس شود.

The girls or their brother is coming.

دختران یا برادرشان در حال آمدن هستند.

You brother a catamite?

آیا برادرت یک کاتامیت است؟

My little brother is such a rogue!

برادر کوچکم چه دزدکی!

I took my brother along.

من برادرم را با خودم آوردم.

My brother go to the local school.

برادر من به مدرسه محلی می رود.

My brother is a six-footer.

برادر من قدش 183 سانتی متر است.

Brother Luke will say grace.

برادر لوک دعا خواهد کرد.

Your brother is a cold person.

برادر شما یک شخص سرد است.

The brothers work in double harness.

برادران با هم کار می کنند.

My brother is working on the railroad.

برادر من روی راه‌آهن کار می‌کند.

My brother is a great reader.

برادر من یک خواننده بزرگ است.

The brothers dress similarly.

برادران به طور مشابه لباس می پوشند.

My brother is fond of study.

برادر من به تحصیل علاقه دارد.

نمونه‌های واقعی

It's Ron's elder brother, the Weasleys twins.

این برادر بزرگتر رون، برادران ویزلی است.

منبع: Exciting moments of Harry Potter

He's become a brother -a genuinely good friend.

او به یک برادر تبدیل شده است - یک دوست خوب و واقعی.

منبع: Apple TV documentary

The older brother dominated his younger siblings.

برادر بزرگتر بر خواهر و برادران کوچکتر خود غلبه کرد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

These are our brothers and sisters out here.

اینها خواهرها و برادرهای ما هستند.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

And you have a little brother? -I do.

و شما یک برادر کوچکتر دارید؟ - من دارم.

منبع: Emma Watson Compilation

He loves his brother Luigi so much.

او عاشق برادرش لوئیجی است.

منبع: Cross-dimensional character story

You stay with me now, younger brother.

حالا با من بمان، برادر کوچکتر.

منبع: Slumdog Millionaire Selected

Exactly. Lily could have a baby brother.

دقیقاً. لیلی می تواند یک برادر کوچکتر داشته باشد.

منبع: Modern Family Season 6

Christina had two brothers and one sister.

کریستینا دو برادر و یک خواهر داشت.

منبع: Appreciation of English Poetry

The one my little brother can’t use?

همانی که برادر کوچکم نمی تواند از آن استفاده کند؟

منبع: Talking to Young Children in English: An Educational Perspective

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید